مقدمه

در فرآیند کوچینگ، حضور مؤثرِ کوچ نه در دانستن، بلکه در «شهودی بدون قضاوت» نهفته است. یکی از مفاهیم بنیادین در این مسیر، «فاصله‌ گیری عینی» یا Objective Distance است. مفهومی که به کوچ اجازه می‌دهد در عین نزدیکی به مراجع، درگیر هیجانات، پیش‌داوری‌ها یا پاسخ‌های خودکار نشود و «فضای امنِ تحول پذیر» را برای مراجع مهیا سازد.

تعریف «فاصله‌ گیری عینی»

این فاصله نه به‌معنای دور شدن است، و نه به معنای بی‌تفاوتی. بلکه به حالتی اشاره دارد که کوچ:

  • همدل است اما درگیر نیست.
  • حضور دارد ولی مداخله‌گر نیست.
  • می‌شنود، می‌بیند، اما واکنش شخصی نشان نمی‌دهد.

این حالت، کیفیتی شبیه حضور آینه است؛ جایی که هر چیزی همان‌طور که در برابر آن است آشکار می‌شود، بدون آنکه آینه تغیری در تصویر بازتاب شده ایجاد کند.

استعاره‌ی درونی: از آینه تا فانوس

برای درک بهتر این مفهوم، دو استعاره را می‌توان در ذهن پروراند:

۱. حضور همچون آینه‌

کوچ مانند آینه‌ای بی‌کلام، شفاف و بدون خط‌ و خش است. نه چیزی را پنهان می‌کند، نه چیزی را بزرگ یا کوچک جلوه می‌دهد. فقط بازتاب می‌دهد، تا مراجع خود را در تصویر روشن‌تری ببیند.

۲. فانوسِ روشنایی بخش

کوچ همانند فانوسی است که روشنایی می‌دهد بی‌آنکه بسوزاند یا جهت دهد. نور او، فقط امکان دیدن را فراهم می‌کند؛ این مسیر، متعلق به مراجع است.

ارتباط با روانشناسی تحلیلی

در روان‌درمانی تحلیلی (یونگ، آدلر، فروید)، این مفهوم به نوعی با transference و countertransference در ارتباط است، یعنی کوچ یا درمانگر مراقب است که احساسات ناخودآگاه خودش یا مراجع را روی رابطه فرافکنی نکند.

کارکردها در جلسه‌ی کوچینگ:

 

موقعیت

نقش فاصله‌گذاری عینی

مراجع دچار بحران عاطفی است

کوچ با حفظ آرامش و بدون درگیر شدن، فضا را امن و پایدار نگه می‌دارد.

کوچ با موضوع هم‌ذات‌پنداری زیاد دارد (مثلاً تجربه‌ای مشابه داشته)

فاصله‌گذاری عینی اجازه می‌دهد احساسات شخصی وارد جلسه نشود.

مراجع در حالت قربانی یا فرافکنی است

کوچ با حفظ فاصله‌ی عینی، حقیقت را با نرمی و دقت منعکس می‌کند.

 

تمرین عملی: آینه‌ی سکوت

هدف: پرورش ذهن بی‌داور، تقویت توانایی مشاهده‌ی خالص در مواجهه با گفت‌وگوهای دشوار یا بار هیجانی.

مدت زمان: 10 تا 15 دقیقه
تکرار: دست‌کم ۳ بار در هفته

مراحل تمرین:
  1. یادآوری موقعیت: موقعیتی را به یاد بیاور که اخیراً در آن احساس درگیری، قضاوت یا واکنش شدید داشته‌ای.
  2. تجسم از نگاه سوم‌شخص: خودت را خارج از آن موقعیت تصور کن؛ تماشاگر یک صحنه، بی‌آنکه در آن نقش‌آفرینی کنی.
  3. تجسم فانوس: خود را فانوسی تصور کن که به محیط روشنی می‌بخشد. روشنایی تو بدون گرما یا فشار است؛ فقط حضور محض.
  4. سه پرسش کلیدی:
    • آیا من اکنون شاهد هستم یا درگیر؟
    • آیا روشنایی‌ام شفاف است یا با قضاوت تیره شده؟
    • اگر فقط نور باشم، چه چیزی در تاریکی نمایان می‌شود؟
  5. یادداشت درونی: جمله‌ای بنویس که عصاره‌ی حضور بی‌داوری برای تو باشد، مثلاً:
    «من حضور دارم، اما مسیر، متعلق به دیگری‌ست

نتیجه‌گیری

«فاصله‌ گیری عینی» مهارتی ظریف اما نیرومند در کوچینگ است. این فاصله، فضای زایش و تحول را خلق می‌کند؛ جایی که مراجع نه از ترس قضاوت، بلکه از اعتماد به دیده‌شدن، می‌بالد. با تمرین منظم و درونی‌سازی استعاره‌ها، کوچ می‌تواند خود را در قامت ناظری آرام، نوری بی‌صدا و آینه‌ای بی‌طرف بسازد.

مسئولیت مطالب منتشرشده در این نوشته بر عهده نویسنده آن است و لزوماً بازتاب‌دهنده دیدگاه میسترکوچ نمی‌باشد.

© 2025 میسترکوچ – بازنشر مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.