فردریک ویلیام، PCC (ICF)
کوچ گذار | نویسنده | مراقبه و ذهنآگاهی | توسعه رهبری | مدیریت محصول، برنامه و پروژه در حوزه فناوری و هوش مصنوعی
۱۵ مارس ۲۰۲۵
این مقاله برای کوچهایی نوشته شده است که با مسیرها و اصطلاحات گواهی ICF آشنایی دارند و در حال آمادگی برای آزمون گواهی ICF (ICE) میباشند. بنابراین، من تلاش زیادی نکردهام تا مسیرها و اصطلاحات را بهطور مفصل توضیح دهم تا از تکرار جلوگیری شود. توصیه اکید دارم که قبل از ادامه مطالعه این مقاله، به وبسایت رسمی ICF مراجعه کنید و اطلاعات آن را مطالعه نمایید: https://coachingfederation.org. همچنین توجه داشته باشید که ICF استاندارد جهانی در حوزه کوچینگ است و بهطور منظم آثار و منابع خود را بهروزرسانی میکند. این مقاله در مارس ۲۰۲۵ نوشته شده و ممکن است بهروزرسانیهای بعدی ICF را منعکس نکند.
من در مارس ۲۰۲۵ موفق به دریافت گواهی PCC از ICF شدم. برای آمادگی آزمون ICE، در دو ماه گذشته روزانه بهطور متوسط حداقل ۲ ساعت مطالعه داشتم و در ۷ تا ۱۰ روز آخر پیش از آزمون، تمرکز کامل خود را به آمادگی اختصاص دادم.
هدف این مقاله، ثبت چرایی، چیستی و چگونگی آمادهسازی من برای این آزمون است. قبل از ورود به جزئیات، لازم میدانم یادآوری کنم که تمامی نظرات بیانشده، نظرات شخصی من است. برخی از روشهای مطالعه که برای من مؤثر بودند، ممکن است برای شما کارساز نباشند. همچنین لازم است بدانید که بحث در مورد سوالات دقیق آزمون ICE غیراخلاقی و غیرقابل قبول است. تمامی دانشجویان قبل از آزمون قرارداد عدم افشای اطلاعات امضا میکنند و من میخواهم استاندارد بالای اخلاق و تعالی که توسط ICF ایجاد شده است، حفظ شود.
من طی ۱۵ سال گذشته در مسیر کوچینگ بودهام. اگر به جزئیات سفرم علاقهمند هستید، خلاصهای از آن در اینجا قابل دسترسی است.
در پنج سال گذشته، با گذراندن بیش از ۱۲۵ ساعت آموزش کلاسی، صدها ساعت آموزش شخصی، بیش از ۵۰۰ ساعت کوچینگ مستند، صدها ساعت کوچینگ و راهنمایی توسط کوچها دارای گواهی ICF و همکاران، فرایند بازآموزی و یادگیری عمیق، شناخت از سوگیریها، الگوها و باورهای محدودکننده خود، موفق به دریافت گواهی از مدرسه کوچینگ خود (ICA) در ژانویه ۲۰۲۵ شدم.
گام بعدی، دریافت گواهی رسمی ICF بود. در تمام یادگیریها و رشدهایی که با کوچها، همکاران و مراجعان تجربه میکردم، فرصت کافی برای تعمق بیشتر در موضوع اعتبارسنجی نداشتم. تصور من این بود که این گام کاری مثل “قدم زدن ساده در پارک” است. البته، باید ساده باشد، نه؟ تصور کنید اقدامات متعدد مانند ساعات زیاد جلسات کوچینگ، آموزش، آزمونها و پایاننامهها را طی کردید، و من فرض کرده بودم که چون تجربه آموزشی و کوچینگ دارم، یک آزمون ساده از ICF کافی است تا گواهی دریافت کنم.
اما تجربه من نشان داد که آزمون ساده نیست. گرچه واژه ساده نسبی است، اما قطعاً برای من “قدم زدن ساده در پارک” نبود.
قبل از ورود به مواد مطالعه، ذهنیتهای زیر برای ایجاد پایهای محکم در مسیر آمادهسازی من مفید بود:
- «ICE ادامه آموزش کوچینگ من است.»
- «ممکن است سالها مربیگری کرده باشم، اما همیشه چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارد.»
- «باید برای این آزمون آماده شوم یا آن را به تجربه و شانس خود بسپارم. انتخاب با من است.»
چرا مطالعه کردم؟
وقتی این ذهنیتها در من شکل گرفت، تعهد به فرایند برایم آسانتر شد. به یاد دارید که چگونه از اینکه ICE یک “قدم زدن ساده در پارک” نیست و نمیتوانم صرفاً به دلیل سالها کوچینگ آن را پشت سر بگذارم، شوکه شدم؟ این شوک اولیه به سرعت به درک یک فرصت یادگیری و رشد تبدیل شد.
چرا حتی با وجود تجربه سالها کوچینگ رهبران، مدیران و دانشجویان، نیاز به مطالعه عمیق داشتم؟
- قالب آزمون متفاوت از ارزیابیهای قبلی کوچینگ من بود. تمام ارزیابیهای قبلی کوچینگ من گفتگوهای زنده یا ضبط شده بود. از آنجایی که بهتدریج و با راهنمایی کوچها، روش صحیح کوچینگ، کد اخلاقی ICF، شایستگیها، نشانگرها و ارزشها را درونی کرده بودم، پاسخ به کلمات، احساسات و باورهای مراجع بهطور شهودی برایم امکانپذیر بود. اما در ICE هیچ مراجع واقعی حضور ندارد. ۷۸ سناریوی دقیق و ظریف با چهار گزینه برای انتخاب کوچ وجود دارد (یک گزینه بهترین و یک گزینه بدترین). قالب آزمون از گفتگوی زنده به فرم نوشتاری تغییر یافته است. بهعنوان کوچ، به مهارتهای شنیداری و مشاهدهای خود برای تشخیص گام بعدی متکی هستم. در ICE، انتظار میرود سناریو را بخوانم، ظرافتهای کلمات و زمینه را درک کنم، ظرافت چهار گزینه را بسنجم، گزینه پنجم یا ششم خودم را اضافه نکنم و بهترین و بدترین گزینه را از میان چهار گزینه ارائهشده انتخاب کنم. این کار باید بهطور متوسط در دو دقیقه برای هر سوال انجام شود. اکنون متوجه میشوید که چرا قالب آزمون متفاوت است؟
- در نمونه سوالات ICF و آزمونهای شبیهسازی که بعداً به آنها اشاره خواهم کرد، انتخاب بهترین پاسخ معمولاً آسان بود، اما انتخاب بدترین پاسخ چالشبرانگیز بود. این تجربه دیگر کوچها نیز بوده است. بهعنوان کوچ آشنا با چارچوب ICF، بهترین پاسخ معمولاً بهطور طبیعی برایم میآید، اما انتخاب بدترین پاسخ غیرطبیعی است، زیرا هرگز به بدترین برای مراجع فکر نمیکنم. غالباً بین دو گزینه بدترین سردرگمی وجود داشت. اینجاست که فهمیدم گرچه چارچوب ICF را میدانم، باید گزینهها را ظرف دو دقیقه بررسی کنم و بدترین گزینه متناسب با آن سناریو را شناسایی کنم. در آزمونهای شبیهسازی، حدود ۵۰٪ مواقع توانستم بدترین پاسخ را درست شناسایی کنم. بهترین پاسخ برایم آسانتر بود و ۹۰٪ مواقع درست بود. اگر تمرین نمیکردم، احتمالاً نمره من حدود ۷۰٪ میشد، در حالی که نمره قبولی ۷۶٪ است. این نشاندهنده نیاز به بهبود بود و من دو انتخاب داشتم: سرزنش قالب آزمون یا استفاده از یکی از ذهنیتهای بالا و شروع به کار.
- هنگام آمادهسازی، متوجه شدم که مسائل اخلاقی و موقعیتهای کوچینگ میتوانند بسیار پیچیده شوند، بهویژه با احساسات پیچیده، چندین ذینفع و اولویتهای متغیر. تمام سناریوهای ممکن را تجربه نکردهام و شاید حتی پس از ۳۰ سال دیگر هم سناریوی جدیدی پیش آید. بیشتر سوالات نمونه ICF بر کوچینگ در محیط حرفهای و سازمانی تمرکز دارند که با حوزه کوچینگ اجرایی و رهبری من همراستا است، اما سناریوهایی از زندگی، روابط و سایر حوزهها نیز ممکن است در ICE وجود داشته باشند. حتی اگر همه سناریوها مرتبط با حوزه من باشند، تجربه آنها کامل نبوده است. این در کنار دو نکته قبلی، آزمون را منحصربهفرد میکند.
چه چیزی را مطالعه کردم؟
اینجا نباید زیاد تعجب کنید. وبسایت ICF همه اطلاعات لازم را دارد. برای تکمیل مقاله، ذکر میکنم (لینکدهی نکردم زیرا منابع ممکن است تغییر کنند). جستجو با کلیدواژههای زیر مفید خواهد بود:
- رویه آزمون گواهی ICF (ICE) (برای اخذ مدرک PCC اینجا را مطالعه کنید)
- تسهیلات آزمون ICE (بازدید از این بخش بسیار توصیه میشود. به اینجا مراجعه کنید)
- ارزشهای اصلی ICF (اینجا)
- کد اخلاقی ICF (CoE) (اینجا)
- بینشها و ملاحظات اخلاقی (ICE) (اینجا)
- پرسشهای متداول اخلاقی (اینجا)
- سری ویدئوهای کد اخلاقی ICF در یوتیوب (اینجا)
- شایستگیهای اصلی ICF (اینجا)
- سری ویدئوهای شایستگیهای اصلی ICF در یوتیوب (اینجا)
- نشانگرهای PCC ICF (اینجا)
- ارجاع مراجع به درمان (اینجا)
- حداقل مهارتهای MCC ICF (بیشتر در بخش چگونه) (اینجا)
- نمونه سوالات ICF (اینجا)
- آموزش آنلاین Pearson Vue (اینجا)
چگونه مطالعه کردم؟
این بخش بیشتر شخصی و ذهنی است:
- ۲–۴ ساعت بهترین بازه روزانهام را برای تمرکز کامل روی مطالعه اختصاص دادم.
- دو هفته آخر قبل از آزمون، ۸۰٪ روز را به آمادگی ICE اختصاص دادم.
- در هر نوبت ۳۰–۴۵ دقیقه مطالعه میکردم و سپس استراحت یا فعالیت دیگری انجام میدادم تا تمرکز کامل حفظ شود.
- تمامی منابع فوق را حداقل دو بار مرور کردم.
- برای هر سناریو، خود را در نقش کوچ قرار دادم و صحنه را در ذهن بازسازی کردم.
- با یک همراه د فرایند مطالعه همکاری کردم و تجربهها و یادگیریها را به اشتراک گذاشتیم.
- از هوش مصنوعی و مدلهای زبانی (بدون نسخه پرمیوم) برای تمرین و تثبیت درک منابع ICF استفاده کردم؛ دقت پاسخها حدود ۹۵٪ بود. این مدلها همچنین میتوانند سوالات شبیهسازی بسازند. نکته کلیدی، استفاده از آنها بهعنوان ابزار و نه اعتماد مطلق است.
- با گروههای واتساپی که کوچها در سراسر جهان برای ICE در آنها حضور داشتند آشنا شدم و تجربهها را تحلیل کردم.
- چند آزمون شبیهسازی انجام دادم؛ یکی از Solutions Academy و دیگری از Jigsaw Coaching، هر کدام حداقل دو بار. اولین بار حدود ۷۵٪ و بعد از تحلیل پاسخها، بار دوم حدود ۹۰٪. این آزمونها به پیچیدگی ICE نزدیک نیستند و سوالات واقعی ICE را ندارند. هدف از شبیهسازی، سنجش درک اصول ICF بود.
- درباره «حداقل مهارتهای MCC»، در بسیاری از شایستگیها، عبارت «یک کوچ نمره قبولی برای … دریافت نخواهد کرد» تکرار میشد که غالباً با بدترین گزینه در آزمونهای شبیهسازی مطابقت داشت. این باید با زمینه و ظرافت سناریو سنجیده شود.
یک توقف کوتاه…
بارها هنگام آمادهسازی احساس کردم منبعی برای توضیح «چرا بدترین پاسخ بدترین است» لازم است. تصمیم گرفتم خودم چنین منبعی ایجاد کنم. سپاسگزارم که بررسی میکنید و منتظر بازخورد و موفقیت شما هستم.
📖 ۱۶ نمونه سوال ICF با تحلیل عمیق
۲۴ ساعت قبل از آزمون
- احساس آمادگی خوبی داشتم و کمی عصبی بودم.
- ۱۲–۱۶ ساعت قبل از آزمون شروع به آرامش کردم و فیلم «Don’t Look Up» را دوباره دیدم.
- شب قبل، ۸ ساعت خواب کامل داشتم.
- یک روز قبل، کمی علائم سرماخوردگی داشتم (تب آزمون؟!) و با مصرف آب گرم و دارو، تمرکز ۱۰۰٪ داشتم.
- شب قبل همه وسایل مورد نیاز آزمون را آماده کردم.
روز آزمون
- آزمون در مرکز Pearson Vue مونیخ، حدود یک ساعت فاصله از محل من بود.
- مطمئن شدم خوب غذا خوردهام و چند ساندویچ برای قبل آزمون بردم.
- تنها مطالعه روز آزمون، «حداقل مهارتهای MCC ICF» بود.
- یادآوری کردم که این آزمون بخشی از مسیر یادگیری من است و هر سناریو را بهعنوان یک فرصت تجربه میکنم.
در طول آزمون
- زمان بهسرعت میگذرد.
- هر سوال را پاسخ دادم و حدود ۵۰٪ را برای مرور بعدی علامت زدم.
- با سرعت مناسب، زمان مرور سوالات علامتگذاریشده را تنظیم کردم.
- تقریباً همه سناریوهای علامتگذاریشده را مرور کردم.
- هر بار که ذهنم منحرف میشد، از تکنیکهای مدیتیشن، تنفس و تمرینات بدنی استفاده کردم تا در سناریوی جاری حضور ذهن داشته باشم.
نتیجهگیری
- هیچ میانبر یا ترفندی برای این آزمون وجود ندارد.
- اگر بخواهم آزمون را در چند کلمه توصیف کنم: «پیچیده و متمرکز» است.
- قدردان ICF برای ایجاد این سطح بالای حرفهایگری و تعالی در حوزه کوچینگ هستم.
امیدوارم مفید باشد.
با تشکر از همراهی شما تا پایان.
برای فهرست منابع مفید در حوزه کوچینگ، رهبری و بهترین نسخه خود، به وبلاگ فردریک مراجعه کنید.
دسترسی به نسخه اصلی: https://www.linkedin.com/pulse/how-i-prepared-pcc-credentialing-exam-passed-william-pcc-icf–jbwuf/
مسئولیت مطالب منتشرشده در این نوشته بر عهده نویسنده آن است و لزوماً بازتابدهنده دیدگاه میسترکوچ نمیباشد.
© 2025 میسترکوچ – بازنشر مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است.
دیدگاه خود را بنویسید