مقدمه

خُلق‌وخو، مجموعه‌ای از ویژگی‌های قابل مشاهدهٔ شخصیت است؛ مانند عادات ارتباطی، الگوهای کنش، و مجموعه‌ای از نگرش‌ها، ارزش‌ها و استعدادهای شاخص. این مفهوم همچنین شامل نیازهای شخصی، نوع مشارکت افراد در محیط کار، و نقش‌هایی است که در جامعه ایفا می‌کنند. هر خُلق‌وخو کیفیت‌ها و کاستی‌های خاص خود را دارد؛ قوت‌ها و چالش‌های ویژهٔ خود را. دکتر «دیوید کرسی» چهار خُلق‌وخوی بنیادین در نوع بشر را چنین شناسایی کرده است: صنعتگر (Artisan)، نگهبان (Guardian)، آرمان‌گرا (Idealist)، و خردگرا (Rational).

اما چه چیز سبب تفاوت میان این چهار خُلق‌وخو می‌شود؟ برای به‌کارگیری مؤثر مفهوم خُلق‌وخو، باید دانست که این چهار گونه، صرفاً مجموعه‌هایی تصادفی از ویژگی‌ها نیستند، بلکه از تعامل دو بُعد بنیادین رفتار انسانی سرچشمه می‌گیرند: «ارتباط» و «کنش» ما، یعنی «گفتار» و «رفتار» ما، یا به بیان ساده‌تر، آنچه می‌گوییم و آنچه انجام می‌دهیم.

ماتریس خُلق‌وخو

 


ارتباط (Communication)

نخست، مردم به طور طبیعی دربارهٔ آنچه به آن علاقه دارند می‌اندیشند و سخن می‌گویند؛ و اگر با دقت به گفت‌وگوهای آنان گوش فرا دهیم، درمی‌یابیم که موضوعات مورد بحثشان را می‌توان در دو حوزهٔ کلی اما متمایز جای داد. البته هر کس گاه به هر دو نوع موضوع می‌پردازد، اما در زندگی روزمره، و در مجموع، «افراد عینی» دربارهٔ واقعیت سخن می‌گویند، در حالی که «افراد انتزاعی» دربارهٔ اندیشه‌ها صحبت می‌کنند.

عینی (Concrete)

برخی بیشتر دربارهٔ جهان بیرونی و ملموسِ واقعیت روزمره سخن می‌گویند: داده‌ها و اعداد، کار و بازی، خانه و خانواده، اخبار، ورزش و هواشناسی — همهٔ آنچه به «چه کسی، چه چیزی، کِی، کجا و چقدر» مربوط است. صنعتگران و نگهبانان در ارتباط خود، عینی هستند.

انتزاعی (Abstract)

در مقابل، برخی دیگر عمدتاً دربارهٔ جهان درونی و انتزاعیِ اندیشه‌ها سخن می‌گویند: نظریه‌ها و فرضیات، رویاها و فلسفه‌ها، باورها و خیال‌پردازی‌ها — همهٔ «چراها»، «اگرها» و «چه می‌شود اگر»های زندگی. آرمان‌گرایان و خردگرایان در ارتباط خود، انتزاعی‌اند.


کنش (Action)

دوم آنکه، در هر موقعیتی، مردم می‌کوشند به اهداف خود دست یابند، و اگر دقیق بنگریم که چگونه کارهایشان را پیش می‌برند، درمی‌یابیم که دو گونهٔ بنیادی و متقابل از کنش وجود دارد.

<td “>

همکارانه (Cooperative)

برخی در رفتاری همکارانه یا از نظر اجتماعی پذیرفتنی عمل می‌کنند؛ یعنی می‌کوشند «کار درست» را انجام دهند، با رعایت قواعد، عرف‌ها و اصول اخلاقیِ پذیرفته‌شدهٔ جمعی؛ و تنها پس از آن به کاراییِ اقدامات خود می‌اندیشند. نگهبانان و آرمان‌گرایان در کنش خود، همکارانه‌اند.

سودگرایانه (Utilitarian)

در مقابل، برخی دیگر به شیوه‌ای سودگرایانه یا عمل‌گرایانه رفتار می‌کنند؛ یعنی آنچه نتیجه می‌دهد انجام می‌دهند، آنچه هدف را به‌کارآمدترین یا مؤثرترین شکل ممکن محقق می‌کند؛ و تنها پس از آن بررسی می‌کنند که آیا قواعد را رعایت کرده یا از مجاری رسمی عبور کرده‌اند یا نه. صنعتگران و خردگرایان در کنش خود، سودگرایانه‌اند.


تصویر خویشتن در چهار خُلق‌وخو

کرسی مشاهده کرد که انسان‌ها بر اساس خُلق‌وخو، در جست‌وجوی چیزهای متفاوتی برای احساس ارزشمندیِ خود هستند. هر یک از چهار خُلق‌وخو مسیر خاصی را برای دستیابی به عزت‌نفس می‌پیماید. به بیان دیگر، انگیزه و محرک هر فرد با دیگری فرق دارد، و هر کس زمانی بیشترین احساس رضایت از خود را دارد که مطابق خُلق‌وخو و در راستای اهداف معنادار برای خویش عمل می‌کند.


خُلق‌وخو و هوش

کرسی همچنین دریافت که انسان‌ها به‌طور طبیعی در شیوه‌های متفاوتی باهوش‌اند. به یک معنا، هر فرد نه یک، بلکه چهار گونهٔ هوش (IQ) دارد، و تقریباً محال است کسی بتواند هر چهار توانایی را به‌طور برابر پرورش دهد. نوع فعالیتی که بیشتر تمرین می‌شود، بیشتر رشد می‌کند، و آنچه کمتر به کار گرفته شود، کمتر پرورش می‌یابد. به‌طور طبیعی، هر یک از ما «دست بلند» و «دست کوتاهی» داریم: در اموری که توانمندیم، برتری داریم، و در دیگر زمینه‌ها، هرچند ناتوان نیستیم، اما استعدادمان کمتر است.


شانزده تیپ شخصیتی

چهار خُلق‌وخوی کرسی را می‌توان بیشتر نیز تقسیم‌بندی کرد؛ این زیرمجموعه‌ها را معمولاً «گونه‌های منش» یا «تیپ‌های شخصیتی» می‌نامند. هر یک از خُلق‌وخوهای چهارگانه شامل چهار تیپ است: چهار نوع صنعتگر، چهار نوع نگهبان، چهار نوع خردگرا، و چهار نوع آرمان‌گرا؛ که در مجموع، شانزده تیپ شخصیتی را تشکیل می‌دهند.

منبع: https://keirsey.com/temperament-overview/

مسئولیت مطالب منتشرشده در این نوشته بر عهده نویسنده آن است و لزوماً بازتاب‌دهنده دیدگاه میسترکوچ نمی‌باشد.

© 2025 میسترکوچ – بازنشر مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.