برای درک بهتر و کاربردی کردن «کد اخلاقی ICF»، فهرست زیر از پرسشها و پاسخها توسط «کمیته اخلاق و استانداردهای ICF» در سال ۲۰۰۹ تهیه شده است.
من بهطور دورهای به کارکنانم کوچ میکنم. آیا نیاز به توافقنامه با آنها دارم؟
اگر در شرح شغل شما به کوچینگ اشاره شده باشد بهگونهای که نقشها و مسئولیتها هنگام کوچینگ روشن شود و با نقشها و مسئولیتهای مدیریتی شما تفاوت داشته باشد، دیگر نیازی به اقدام بیشتر نیست. با این حال، اگر در شرح شغل شما ذکر نشده باشد، لازم است پیش از شروع کوچینگ، نقش و مسئولیت خود را برای کارکنان یا همکاران کسبوکارتان مشخص کنید. بین «کوچینگ حرفهای» و «صرفاً استفاده از مهارتهای کوچینگ» تفاوت وجود دارد. اگر مدیر صرفاً از مهارتهای کوچینگ استفاده کند، نیازی به توافقنامه رسمی نیست.
تعریف یک رابطه کوچینگ حرفهای شامل مواقعی نمیشود که من بهطور خودجوش به دوستانم کوچ میدهم. من حرفهای عمل میکنم؛ آیا این کوچینگ نیست؟
شما میتوانید هنگام کوچینگ دوستان از شایستگیهای کوچینگ استفاده کنید و در این حالت ممکن است حرفهای عمل کنید. با این حال، این یک رابطه کوچینگ حرفهای محسوب نمیشود زیرا توافقنامهای وجود ندارد. با این حال، حفظ محرمانگی همچنان بهعنوان ادب و احترام لازم است.
یک کوچ حرفهای ICF کیست؟
یک کوچ حرفهای ICF، کوچ عضو ICF است که با اجرای «شایستگیهای اصلی حرفهای ICF» موافقت کرده و مسئولیتپذیری خود را نسبت به «کد اخلاقی ICF» تعهد میکند.
گاهی لازم است بین «مشتری» و «حامی» در کوچینگ تمایز قائل شد.
در اکثر موارد، مشتری و حامی یک نفر هستند و بنابراین بهطور مشترک «مشتری» نامیده میشوند. با این حال، برای شناسایی دقیق، «فدراسیون بینالمللی کوچینگ» نقشها را به شرح زیر تعریف میکند:
- مشتری: فرد یا افرادی که کوچینگ دریافت میکنند.
- حامی: نهادی (شامل نمایندگان آن) که هزینه خدمات کوچینگ را پرداخت میکند و/یا ترتیب ارائه آن را میدهد. در تمام موارد، قراردادها یا توافقنامههای کوچینگ باید حقوق، نقشها و مسئولیتهای مشتری و حامی را بهوضوح مشخص کنند، اگر یک نفر نباشند.
میتوانید مثالی از یک حامی بزنید؟
یک حامی میتواند والدین، آژانسی که کوچها را قرارداد میکند، یا کسبوکاری که برای کارکنان خود کوچ استخدام میکند باشد.
آیا رابطه کوچینگ باید مدت زمان مشخصی داشته باشد تا حرفهای محسوب شود؟
روند کوچینگ به زمان نیاز دارد. استفاده یک یا دو باره از شایستگیهای کوچینگ با کسی لزوماً رابطه کوچینگ حرفهای محسوب نمیشود. معیار این است که آیا نتایج قابل کوچینگ وجود دارد و توافقنامهای که نقشها و مسئولیتهای کوچ و مشتری را مشخص کند موجود است.
چه نوع روابط کوچینگ دیگری جز حرفهای وجود دارد؟
ممکن است در کوچینگ فرزندتان از شایستگیهای کوچینگ استفاده کنید و توافقنامهای وجود نداشته باشد. شما در یک رابطه هستید و ممکن است از شایستگیهای کوچینگ بهره ببرید، اما این به معنای رابطه کوچینگ حرفهای نیست.
آیا عنوان PCC ICF به معنای «کوچ حرفهای دارای گواهینامه» است؟ آیا وقتی در بخش تعاریف «کد اخلاقی ICF» از «کوچ حرفهای ICF» سخن میگویید، منظور تنها PCC است؟
تعریف «کوچینگ حرفهای» شامل تمامی کوچهای دارای اعتبار ICF، شامل ACC، PCC، MCC و دیگر مدارکی است که ممکن است در آینده ایجاد شود.
سؤالات متداول درباره قوانین خاص رفتار حرفهای
۱) من آگاهانه هیچ اظهار نظر نادرست یا گمراهکنندهای درباره خدمات کوچینگ خود نخواهم کرد و در هیچ سند مکتوبی درباره حرفه کوچینگ، مدارک یا ICF ادعای نادرست نخواهم داشت.
من مدرک کارشناسی ارشد ارتباطات دارم؛ آیا کافی است فقط در وبسایت کوچینگ خود ذکر کنم که مدرک کارشناسی ارشد دارم؟
هر مدرک و اعتباراتی که در سایت خود ذکر میکنید باید واضح باشد که کدام مدرک به کدام حرفه مربوط است تا اطلاعات ارائهشده گمراهکننده نباشد. بهعنوان مثال، ذکر «کارشناسی ارشد ارتباطات» واضح است، در حالی که فقط ذکر «کارشناسی ارشد» ممکن است خواننده را به اشتباه بیندازد که در زمینه کوچینگ است.
۲) من صلاحیتها، تخصص، تجربه، گواهینامهها و مدارک ICF خود را بهدرستی معرفی خواهم کرد.
من به دو مدیر اجرایی کوچ دادهام؛ آیا میتوانم بگویم «کوچ اجرایی با تجربه هستم»؟
این ممکن است گمراهکننده باشد. شاید گفتن «من به مدیران اجرایی کوچ دادهام» مناسبتر باشد. با این حال، کسی که به مدت طولانی با دو مدیر اجرایی بر مسائل متعدد کوچ داده است، ممکن است تجربه داشته باشد. این موضوع به قضاوت شخصی بستگی دارد.
۳) من تلاشها و مشارکتهای دیگران را به رسمیت میشناسم و آنها را بهعنوان کار خود بازنمایی نخواهم کرد. میدانم نقض این استاندارد ممکن است مرا در معرض اقدامات قانونی توسط شخص ثالث قرار دهد.
من قبلاً با یک شریک تجاری همکاری کردهام و اکنون تنها هستم. آیا میتوانم از ابزارها و مدارکی که در آن زمان ایجاد کردهایم استفاده کنم؟
پاسخ صحیح بستگی به توافقی دارد که بین شما و شریک تجاری سابق داشتهاید. اگر توافق مشخصی وجود نداشته است، پیش از اقدام بحث کنید تا از بروز تعارض غیرضروری جلوگیری شود. کد اخلاقی ICF تنها بر روابط کوچ-مشتری و کوچ-حامی اعمال میشود.
کمیتههای ICF در حال تدوین راهنماییهایی برای استانداردهای کسبوکار هستند.
من یک پرسشنامه عالی ۲۰ سواله را در وبسایت یک کوچ دیگر پیدا کردم که برای جذب مشتری استفاده میشود. آیا میتوانم برخی از این سوالات را بدون کسب اجازه در وبسایت خود استفاده کنم؟
خیر، بدون کسب اجازه نمیتوانید از آنها استفاده کنید.
میخواهم اثربخشی کوچینگ را به شرکتی که ممکن است خدمات من را خریداری کند، مستند کنم. دو مقاله دارم که نکات من را درباره بازگشت سرمایه عالی (ROI) کوچینگ مطرح میکنند. آیا برای استفاده از برخی نکات جهت تهیه ارائه پاورپوینت برای معرفی خدماتم، باید با نویسنده یا ناشر تماس بگیرم؟
بله.
۴) من همواره تلاش خواهم کرد تا مسائل شخصی که ممکن است عملکرد کوچینگ من یا روابط حرفهای من را مختل، متضاد یا آسیبرسان کند، شناسایی کنم. هر زمان که واقعیتها و شرایط ایجاب کند، فوراً از کمک حرفهای استفاده خواهم کرد و اقدامات لازم را تعیین خواهم نمود، از جمله این که آیا تعلیق یا پایان دادن به رابطه کوچینگ مناسب است یا خیر.
من در حال کوچینگ «جین» هستم. همکلاسی او، «آلیس»، درخواست کرده که من کوچ او باشم. آیا لازم است به آلیس اطلاع دهم که من در حال کوچینگ جین هستم؟
خیر، لازم نیست. مگر اینکه آلیس رضایت دهد، حتی نباید اشاره کنید. با این حال، توجه داشته باشید که این موضوع میتواند با محرمانگی تعارض ایجاد کند. تعارضات بالقوه باید با هر طرف روشن شود.
۵) من در تمام فعالیتهای آموزش کوچ، مربیگری کوچ و نظارت بر کوچ مطابق با «کد اخلاقی ICF» رفتار خواهم کرد.
من برای سازمانی کار میکنم و نظارت بر آموزش کوچ دارم. آیا مشمول «کد اخلاقی ICF» هستم؟
بله، قطعاً.
آیا این بدان معناست که جلسات تمرینی کوچینگ در طول آموزش محرمانه هستند؟
به هر برنامه توصیه میشود استانداردهای مکتوبی برای تعیین محرمانگی جلسات در طول آموزش تدوین کند. برخی برنامهها بر این باورند که گفتگوهای دانشجو-معلم یا مکالمات تمرینی کوچینگ باید عمومی باشد تا قابل مشاهده و نقد باشد.
۶) من تحقیقات را با شایستگی، صداقت و مطابق با استانداردهای علمی شناختهشده و دستورالعملهای موضوعی قابل اجرا انجام و گزارش خواهم داد. تحقیقات من با کسب رضایت و تأیید لازم از افراد درگیر و با رویکردی که از بروز آسیب احتمالی به شرکتکنندگان جلوگیری کند، انجام خواهد شد. تمام تلاشهای پژوهشی به گونهای انجام میشود که با قوانین قابل اجرا در کشور محل تحقیق سازگار باشد.
«دستورالعملهای موضوعی قابل اجرا» چیست؟
برخی دانشگاهها دستورالعملهایی برای پژوهش با انسان دارند، هنگامی که دانشجویان، کارکنان یا اعضای هیئت علمی آنها موضوع مطالعه میشوند. دستورالعملهای دانشگاه ممکن است برای پژوهشهای مرتبط با برنامهریزی درجه تحصیلی نیز اعمال شود.
۷) من هرگونه سوابق ایجادشده در کسبوکار کوچینگ خود را به گونهای حفظ، نگهداری و دور میاندازم که محرمانگی، امنیت و حریم خصوصی را ارتقا دهد و با قوانین و توافقنامههای قابل اجرا مطابقت داشته باشد.
آیا در صورت احضار یا شکایت اخلاقی، موظف به ارائه سوابق مشتری هستم؟
این موضوع بسته به کشور و حوزه قضایی متفاوت است، اما بهطور کلی بله. با دقت به آنچه در سوابق ثبت میکنید، توجه کنید.
چقدر باید سوابق مشتری را نگهداری کنم؟
در حال حاضر دستورالعمل ICF وجود ندارد. باید قوانین و مقررات محلی و ملی خود را برای دستورالعملهای تطبیق بررسی کنید. اگر ممیزی مالیاتی انجام شود، اطمینان حاصل کنید که محرمانگی حفظ میشود.
چگونه باید سوابق را دور بیندازم؟
تا حد امکان باید تمام سوابق آنلاین و الکترونیکی را حذف کرده و سوابق کاغذی را خرد کنید.
۸) من از اطلاعات تماس اعضای ICF (ایمیل، شماره تلفن و غیره) تنها به نحوی که توسط ICF مجاز شده است استفاده خواهم کرد.
من اطلاعات تماس ایمیل را در مکانهای مختلف وبسایت ICF پیدا کردم. آیا میتوانم اطلاعاتی درباره بازاریابی محصولاتم برای همکارانی که عضو ICF هستند ارسال کنم؟
خیر، شما نمیتوانید از اطلاعات تماس وبسایت ICF برای ارسال، جذب مشتری یا دانشجو، یا تبلیغ محصولات و خدمات خود استفاده کنید.
۹) من تلاش خواهم کرد از تضاد منافع و تضادهای احتمالی منافع اجتناب کنم و هرگونه چنین تضادی را بهطور شفاف افشا کنم. در صورت بروز چنین تضادی، پیشنهاد میکنم خود را کنار بکشم.
آیا میتوانم قراردادی برای یک مدیر میانی شرکتی قبول کنم در حالی که در حال کوچینگ رئیس او هستم؟
میتوانید این قرارداد را قبول کنید اگر فکر میکنید میتوانید با هر دو مشتری موضعی بیطرفانه و محرمانگی را حفظ کنید. میتوانید بهطور کلی با مشتری اول درباره احساس او نسبت به کوچینگ فرد دیگری در شرکت صحبت کنید. با این حال، توجه داشته باشید که ممکن است در تصمیمگیریهای استخدام و اخراج و غیره تضاد منافع ایجاد شود.
تضاد منافع: تضاد منافع زمانی وجود دارد که شما منفعتی داشته باشید که با مسئولیتهای شما بهعنوان کوچ تداخل داشته باشد یا توانایی شما را در عمل به نفع حرفه کوچینگ مختل کند.
تضاد منافع ممکن است زمانی ایجاد شود که شما از نقش خود بهعنوان کوچ برای منافع شخصی نامناسب استفاده کنید یا منافع شخصی با توافق کوچینگ شما تضاد داشته باشد. نمونههایی از تضادهایی که باید اجتناب شود شامل دریافت یا ارائه پرداخت خارج از توافق کوچینگ یا داشتن سرمایهگذاری یا موقعیت قابل توجه در هر کسبوکاری است که خدمات کوچینگ به آن ارائه میدهید. کوچها باید حتی از ظاهر تضاد منافع نیز اجتناب کنند.
اگر من یک مدیر داخلی هستم، آیا باید کسی را کوچ کنم در حالی که در ارزیابی عملکرد او نیز نقش دارم؟
این موضوع بهنظر میرسد تضاد منافع باشد و احتمالاً نباید این شخص را کوچ کنید. شما میتوانید در هر زمان از شایستگیهای کوچینگ مانند گوش دادن فعال و پرسشگری قدرتمند استفاده کنید. با این حال، چون شما مدیر هستید، واقعیت اینکه شما عملکرد کارمند را ارزیابی خواهید کرد ممکن است باز بودن و اعتماد در رابطه را محدود کند.
۱۰) من تمام جبران خسارت پیشبینیشده از طرف سوم که ممکن است برای معرفی مشتری به آنها پرداخت یا دریافت کنم، به مشتری و حامی او اعلام خواهم کرد.
من کسی را کوچ میکنم که به یک خدمت نیاز دارد. من از منبعی برای او اطلاع دارم و از آن منبع حق معرفی دریافت میکنم. آیا باید این موضوع را به مشتری اطلاع دهم؟
بله، باید اطلاع دهید.
من پس از معرفی مشتریام به مشاور املاک، هدیهای غیرمنتظره شامل بلیت بیسبال دریافت کردم. آیا باید به مشتری اطلاع دهم که این بلیتها را دریافت کردهام؟
اگر هدیه پیشبینی نشده بوده و پس از معرفی ارائه شده است، نیازی به افشا نیست.
۱۱) من تنها زمانی برای خدمات، کالا یا سایر پاداشهای غیرنقدی معامله میکنم که این موضوع باعث اختلال در رابطه کوچینگ نشود.
مشتری من میگوید پول کافی برای پرداخت خدمات کوچینگ من ندارد و درخواست معامله غیرنقدی دارد. او معتقد است درآمد کافی برای پرداخت هزینههای موردنظرش ندارد. آیا این باور او رابطه کوچینگ را مختل میکند؟
ممکن است، بنابراین باید قبل از رسیدن به نتیجه نهایی، موضوع را بیشتر بررسی کنید.
۱۲) من بهطور آگاهانه هیچ منفعت یا سود شخصی، حرفهای یا مالی از رابطه کوچ-مشتری نخواهم برد، مگر بهصورت جبران خسارتی که در توافقنامه یا قرارداد مشخص شده است.
اگر کسبوکار بازاریابی چندسطحی دارم، آیا میتوانم محصول خود را به مشتریان کوچینگ خود بفروشم؟
رابطه کوچینگ ممکن است آسیب ببیند، زیرا مشتری ممکن است فشار نامناسب برای خرید از شما را حس کند.
۱۳) من بهطور آگاهانه مشتری یا حامی خود را درباره آنچه از فرآیند کوچینگ یا از من بهعنوان کوچ دریافت خواهند کرد، گمراه نمیکنم و ادعاهای نادرست مطرح نمیکنم.
من سالهاست که کوچینگ میکنم و دادههایی درباره نرخ موفقیت مشتریانم جمعآوری کردهام. آیا میتوانم نتایج خود را با مشتریان بالقوه به اشتراک بگذارم؟
به اشتراک گذاشتن دادههای مناسب و دقیق بدون بزرگنمایی یا تحریف، بدون هرگونه تضمین، مجاز است. مشتری بالقوه میتواند نتیجهگیری خود را انجام دهد. حتماً دادهها را بهصورت محرمانه نگه دارید تا هویت مشتری فاش نشود.
مشتریانم اغلب میپرسند کوچینگ چقدر طول میکشد. آیا میتوانم میانگین زمان بدهم؟
میتوانید بگویید بسیاری از مشتریان شما برای X جلسه یا ماه کوچینگ دریافت میکنند، اما این زمان بسته به اهداف فردی و توانایی در اجرای مهارتهای جدید متفاوت است.
۱۴) من به مشتریان یا حامیان بالقوه خود اطلاعات یا مشاورهای که میدانم یا معتقدم گمراهکننده یا نادرست است، نخواهم داد (خودتوضیح است، بنابراین سؤالی ندارد).
۱۵) من با مشتریان و حامیان خود توافقنامه یا قراردادهای روشن خواهم داشت و به تمام توافقها یا قراردادهای انجامشده در زمینه روابط حرفهای کوچینگ احترام میگذارم.
پس از چند جلسه با مشتری، او شروع به لغو قرارها در آخرین لحظه کرده است. فکر میکنم باید از او هزینه بگیرم، اما قرارداد من این مورد را پوشش نمیدهد. آیا میتوانم صورتحساب جلسات لغوشده را ارسال کنم؟
اگر با مشتری قراردادی برای پرداخت جلسات لغوشده نداشتهاید، باید به توافق اولیه احترام بگذارید و نمیتوانید هزینه جلسات لغوشده را دریافت کنید. با این حال، میتوانید تلاش کنید تا قرارداد جدیدی منعقد کنید.
وقتی مشتری من شروع به کوچینگ کرد، نرخ مشخصی دریافت میکردم و حامی آن مبلغ را پرداخت میکرد. مشتری سه ماه مرخصی گرفت و در این مدت من نرخ خود را افزایش دادم. فکر میکنم عادلانه است که از حامی هزینه جدیدم را درخواست کنم.
توافق اولیه تا زمان تغییر، همچنان معتبر است. میتوانید گفتگو را برای شروع توافق جدید آغاز کنید.
۱۶) من بهدقت توضیح خواهم داد و تلاش میکنم اطمینان حاصل کنم که پیش از جلسه نخست یا در همان جلسه اولیه، مشتری و حامی(ها)ی کوچ من، ماهیت کوچینگ، حدود و محدودیتهای محرمانگی، ترتیبات مالی و هر شرط دیگری از توافق یا قرارداد کوچینگ را درک کنند.
آیا این امر زمانی که در شرکت خودم کوچینگ میکنم نیز لازم است؟
بله، این موارد باید هم با مشتری و هم با حامی روشن شوند، بهویژه در این مورد.
آیا برای مشتریان رایگان که هزینهای برای خدمات من نمیپردازند، لازم است توافقنامه داشته باشم؟
بله، زیرا توافق بیش از صرفاً مبلغ حقالزحمه است. مسئولیتها و انتظارات باید بهوضوح تعریف شود تا رابطهای حرفهای در زمینه کوچینگ شکل گیرد.
برای اینکه توافق در بسیاری از حوزههای قضایی از نظر قانونی معتبر باشد، مبلغی اسمی باید از دریافتکننده خدمات به ارائهدهنده خدمات منتقل شود، برای مثال یک دلار در ایالات متحده و یک یورو در اروپا.
۱۷) من مسئول تعیین مرزهای روشن، مناسب و حساس به فرهنگ هستم که هرگونه تماس فیزیکی من با مشتریان یا حامیان را کنترل میکند.
آیا پس از جلسات میتوانم به مشتریانم یک بغل کوتاه بدهم؟
کوچ مسئول تعیین و رعایت مرزهای فیزیکی مناسب فرهنگی است، که شامل حساسیت به مرزها و انتظارات مشتری نیز میشود. اگر مشتری آغازگر باشد، کوچ میتواند پاسخ دهد یا ندهد. کوچ نمیتواند آغازگر بغل باشد.
۱۸) من با هیچیک از مشتریان یا حامیان فعلی خود رابطه جنسی برقرار نخواهم کرد.
آیا این بدان معناست که نمیتوانم همسر، شریک یا فرد مهم زندگی خود را کوچ کنم؟
کوچینگ همسر ممکن است فرصتهایی برای تضاد منافع و مشکلات محرمانگی ایجاد کند، اما در صورتی که مرزهای واضحی داشته باشید و رابطه خود را بهعنوان کوچ و مشتری پیش از شروع مشخص کنید، انجام آن بلامانع است. هر فعالیت جنسی پیش از رابطه میتواند ادامه یابد.
سطح جدیدی از صمیمیت نمیتواند در طول رابطه کوچینگ آغاز شود. برای مثال، رابطه کوچینگ باید پایان یابد اگر توافق کنید با کسی که کوچ او هستید قرار ملاقات عاشقانه بگذارید، در پاسخ به درخواست او.
اگر مشتری من مرا به یک برنامه اجتماعی دعوت کند، آیا میتوانم بپذیرم؟
پذیرش این برنامه مناسب است اگر هر دو، کوچ و مشتری، فکر کنند که رابطه کوچینگ دچار اختلال نمیشود و کوچ بتواند در جلسات کوچینگ بیطرف باقی بماند.
با این حال، اگر کوچ نتواند مرزهای رابطه کوچینگ با مشتری را حفظ کند، این گزینه را دارد که رابطه را خاتمه دهد و مشتری را به کوچ دیگری معرفی کند. یک راهنمای خوب این است که هر نوع رابطهای که پیش از شروع کوچینگ وجود داشته، باید در طول مدت رابطه کوچینگ حفظ شود.
۱۹) من به حق مشتری برای پایان دادن به رابطه کوچینگ در هر مرحله از فرآیند، با رعایت مفاد توافق یا قرارداد، احترام خواهم گذاشت. من به نشانههایی که نشان میدهد مشتری دیگر از رابطه کوچینگ ما بهره نمیبرد، توجه خواهم کرد.
مشتری من کل مبلغ را پرداخت کرده و ما برای ۱۰ جلسه کوچینگ توافق کردهایم. پس از شش جلسه، مشتری میخواهد توقف کند. او میگوید میخواهد پولش بازگردانده شود زیرا ارزش مورد انتظار خود را دریافت نکرده است. آیا باید پول را بازگردانم؟
اگر پیشتر مشخص نکردهاید که در این شرایط چه خواهد شد، باید این موضوع را با مشتری مطرح کنید. میتوانید تلاش کنید با مشتری مذاکره کنید تا برای خدمات ارائهشده تا آن زمان پرداخت شوید. توصیه میشود مبلغی که فراتر از خدمات ارائهشده است، کل مبلغ منهای هزینه اداری، یا کل مبلغ بازگردانده شود. بهترین قضاوت خود را بهکار بگیرید و به یاد داشته باشید که نحوه مدیریت این وضعیت شهرت شما را شکل میدهد.
۲۰) من مشتری یا حامی را تشویق خواهم کرد که تغییر ایجاد کند اگر معتقد باشم مشتری یا حامی با یک کوچ دیگر یا با منبع دیگری بهتر خدمترسانی خواهد شد.
من از رژیم غذایی و مصرف ویتامینها اطلاعات زیادی دارم و مشتری من هدف دارد که درباره تغذیه بیشتر بداند. آیا میتوانم آنچه میدانم با او به اشتراک بگذارم؟
مناسبتر از ارائه مستقیم اطلاعات، تشویق او به یافتن یک متخصص یا مشاور آموزشدیده در آن حوزه است. پیشنهاد یک متخصص تغذیه حرفهای، وبسایتها، منابع مکتوب و/یا کتابها همگی قابل قبول هستند.
مشتری من میخواهد بررسی کند که روابط گذشتهاش چگونه باورهای او درباره روابط فعلی را شکل داده است. من مدرکی در روانشناسی دارم و درباره این موضوع مطالب زیادی یاد گرفتهام. آیا میتوانم زمان کوچینگ خود را به این موضوع اختصاص دهم؟
اگر شما روانشناس یا درمانگر عملی نیستید، آوردن این اطلاعات به رابطه کوچینگ مناسب نیست و باید مشتری خود را تشویق کنید تا به یک متخصص دیگر مراجعه کند.
اگر آموزش دیدهاید، میتوانید پس از پایان رابطه کوچینگ خود، توافقنامه جداگانهای برای پرداختن به این موضوع ایجاد کنید. با اینکه ممکن است در تمایز نقشها شفاف باشید، احتمالاً برای مشتری گیجکننده خواهد بود که شما همزمان نقش درمانگر و کوچ را داشته باشید.
۲۱) من پیشنهاد خواهم داد که مشتریم در صورت لزوم یا مناسب بودن، از خدمات دیگر متخصصان بهرهمند شود.
چگونه میتوانم مشتری را به یک درمانگر ارجاع دهم بدون اینکه این تصور ایجاد شود که من تشخیص میدهم؟
اگر کوچ همزمان یک درمانگر یا روانشناس مجاز باشد، شناسایی مسائل روانشناختی در مجموعه مهارتهای اوست و میتواند به مشتری پیشنهاد دهد که این مسائل را خارج از کوچینگ بررسی کند. اگر کوچ درمانگر مجاز نیست اما فکر میکند مشتری ممکن است از متخصص یا منبع دیگری بهرهمند شود، گزینهها میتوانند با مشتری بررسی شوند.
۲۲) من بالاترین سطح محرمانگی را در مورد تمام اطلاعات مشتری و حامی حفظ خواهم کرد. قبل از ارائه اطلاعات به شخص دیگری، توافقنامه یا قرارداد روشنی خواهم داشت، مگر اینکه قانون ایجاب کند.
آیا باید با یک مشتری ۹ ساله قرارداد داشته باشم؟
با توجه به قوانین محلی، اگر فرد خردسال باشد، قرارداد باید شامل حامی و مشتری باشد.
در مصاحبهای برای یک پروژه تحقیقاتی (یا مقاله علمی یا رویداد رسانهای) مصاحبهکننده از من میپرسد که چند زن مدیر اجرایی را کوچ کردهام، در کدام کشورها و ایالات، و آیا میتواند اطلاعات تماس برای پیگیری داشته باشد. آیا میتوانم این اطلاعات را ارائه دهم؟
شما میتوانید اطلاعاتی بدهید که هرگز قابل ردیابی به شخص نباشد، مانند تعداد و ایالت یا شهرستان مورد نظر. این اصل ناشناسی را رعایت میکند. بدون اجازه مشتری، نمیتوانید اطلاعات تماس بدهید. اگر در توافقنامه اولیه شامل اشتراکگذاری اطلاعات تماس شده باشد، مشکلی نیست؛ در غیر این صورت، باید با مشتریان و/یا حامیان آنها یا مشتریان سابق و/یا حامیانشان تماس گرفته و اجازه بگیرید.
همکارم از من میپرسد که در کدام شرکتهای فناوری اطلاعات مشتری داشتهام. آیا میتوانم به او بگویم؟ آیا میتوانم شرکتها را در وبسایتم ذکر کنم؟
این موضوع بسیار پیچیده است و علاوه بر مسائل محرمانگی، ممکن است پیامدهای قانونی مرتبط با حق نشر نیز داشته باشد. قرارداد شما با مشتری و حامی باید مشخص کند که آیا میتوانید از نام آنها استفاده کنید یا خیر. توجه داشته باشید که قراردادهای مشتری و/یا حامی ممکن است شامل بندهایی در این خصوص باشند. بهترین روش برای حفظ روابط خوب با مشتری، درخواست اجازه از مشتری و/یا حامی برای استفاده از نام و/یا لوگوی آنهاست، اگر در قرارداد شما بهوضوح ذکر نشده باشد.
آیا نگه داشتن تقویم کاری که شامل زمانهای ملاقات مشتریان است روی میز یا میز پذیرش قابل قبول است؟
خیر، زیرا هر کسی که از آنجا عبور کند میتواند نام مشتریان شما را بخواند.
آیا میتوانم از مشتریان سابق بهعنوان معرف برای مشتریان بالقوه استفاده کنم؟
بله، اما تنها در صورتی که اجازه مشخص از مشتری یا حامی دریافت کرده باشید. اطلاعات تماس شخص مورد نظر را به مشتری بالقوه ارائه دهید.
مشتری من میپرسد آیا کسی را در مدیریت فروشگاه میشناسم تا بتواند برای پیشبرد جستجوی شغلی خود در آن حوزه با او تماس بگیرد. برخی از مشتریان سابق من برای او ایدهآل هستند. آیا میتوانم نام و اطلاعات تماس آنها را بدهم؟
بدون اجازه مشتریان سابق، خیر.
آیا اجازه شفاهی برای افشای محرمانگی قابل قبول است یا باید بهصورت کتبی دریافت شود؟
کتبی بودن آن محکمتر و غیرقابل خدشه است.
۲۳) من توافق واضحی درباره چگونگی تبادل اطلاعات کوچینگ میان کوچ، مشتری و حامی خواهم داشت.
دپارتمان منابع انسانی هزینه خدمات کوچینگ من برای شش مشتری را پرداخت میکند و بهعنوان حامی قرارداد را امضا کردهاند. دپارتمان حسابداری نیاز دارد بداند چه تعداد جلسه پیشبینی میکنم تا بتوانند برای سال آینده بودجهریزی کنند. آیا میتوانم این اطلاعات را به حسابداری بدهم؟
توصیه میشود این اطلاعات مستقیماً از حامی دریافت شود.
سپس حسابداری میخواهد بداند مشتریان من در کدام دپارتمانها هستند. آیا میتوانم این اطلاعات را بدهم؟
توصیه میشود این اطلاعات مستقیماً از حامی دریافت شود.
حالا آنها میخواهند نام مشتریان را نیز بدانند. آیا میتوانم این اطلاعات را به حسابداری بدهم؟
توصیه میشود این اطلاعات مستقیماً از حامی دریافت شود. با این حال، اگر امکانپذیر نیست، تنها با اجازه مشتریان و حامی میتوان این اطلاعات را ارائه داد.
یک ارزیابی ۳۶۰ درجه از یک تأمینکننده خارجی بازگشته است. من برای کوچینگ یک تیم مدیران با استفاده از این دادهها استخدام شدهام. گام اول طراحی یک برنامه توسعهای برای هر عضو تیم و تیم بهصورت کلی است. منابع انسانی میخواهد اهداف کوچینگی که برای مطالعه بهرهوری داخلی آنها تعیین کردهایم را بداند. آیا میتوانم اهدافی که با مشتریانم طراحی میکنم را با منابع انسانی به اشتراک بگذارم؟
بهطور ایدهآل، این موضوع باید در قرارداد هنگام تنظیم توافق کوچینگ پوشش داده شده باشد. اگر نشده باشد، میتوان با اجازه مشتری و حامی این اطلاعات را ارائه داد.
من در حال کوچینگ یک پسر ۱۲ ساله هستم و پدر او با من تماس میگیرد تا بپرسد اوضاع چگونه است. آیا میتوانم به صورت کلی با او صحبت کنم؟
تنها در صورتی که مشتری شما موافقت کند یا قبلاً در قراردادی که هر سه شما امضا کردهاید، توافق شده باشد.
سرپرست مشتری جدید من یک نتیجه کوچینگ دارد که نمیخواهد مشتری از آن مطلع شود. من از بودجه سرپرست پرداخت میشوم. آیا میتوانم این اطلاعات را از مشتری پنهان کنم؟
این یک تعارض اخلاقی ایجاد میکند. چگونه میتوانید کسی را کوچ کنید بدون اینکه وضوح و توافقی درباره آنچه قرار است کوچ شود داشته باشید؟ هر آنچه در قراردادی که هر سه امضا میکنید ذکر شود، قابل قبول است.
آیا میتوانم یک مشتری تجاری را کوچ کنم که برخی نتایج شخصی او با حامی به اشتراک گذاشته نشده است؟
کوچینگ برای نتایج شخصی بخشی جداییناپذیر از تمامی کوچینگهای حرفهای است. هر آنچه در قرارداد یا توافقنامه ذکر شده است، حاکم بر آنچه میتواند به اشتراک گذاشته شود خواهد بود.
۲۴) هنگامی که به عنوان مربی دانشجویان کوچ فعالیت میکنم، سیاستهای محرمانگی را برای دانشجویان روشن خواهم کرد.
پس از اینکه گروههای سهنفره دانشجویان کوچینگ تمرین کوچینگ کردند، کل گروه برای به اشتراکگذاری تجربیات گرد هم میآیند. یکی از دانشجویان کوچ اطلاعات شخصی را که در گروه کوچک به اشتراک گذاشته شده بدون اینکه از دانشجوی دیگر اجازه بگیرد، بیان میکند. آیا این قابل قبول است چون این فقط آموزش است و کوچینگ واقعی با مشتری واقعی نیست؟
خیر، مگر اینکه قوانین محرمانگی از قبل روشن شده باشند تا اجازه چنین کاری داده شود. قوانین باید صریح باشند درباره اینکه چه زمانی، چرا و چگونه اطلاعات محرمانه میتوانند به اشتراک گذاشته شوند. قوانین باید مشخص باشند درباره محرمانگی و/یا ناشناس بودن.
من با همکار آموزش کوچ خود درباره یک حادثه کوچینگ که در آن چیزی درباره سلامت دانشجو آموختم، به اشتراک میگذارم. همکارم مستقیماً به دانشجو مراجعه میکند و میپرسد آیا میتواند کمک کند. آیا این نقض محرمانگی است؟
این بستگی به سیاست محرمانگی موجود برای آموزش دارد. باید با اعضای هیئت علمی و دانشجویان به اشتراک گذاشته شود. ممکن است اجازه اشتراکگذاری همکارانه برای اهداف آموزشی را بدهد.
۲۵) من از کوچها و دیگر افرادی که مدیریت میکنم در خدمت مشتریان و حامیانشان، چه بهصورت حقوقی و چه داوطلبانه، میخواهم توافقات یا قراردادهای روشنی داشته باشند تا به استانداردهای محرمانگی/حریم خصوصی بخش ۲، بخش ۴ و کل کد اخلاق ICF تا حد قابل اجرا پایبند باشند.
من یک دستیار مجازی در نقطه دیگری از کشور دارم که هرگز او را حضوری ملاقات نکردهام. من نام و اطلاعات تماس مشتریان را به او میدهم تا بتواند جلسات را تأیید کرده و ایمیل ارسال کند. آیا نیاز به توافق درباره اخلاق ICF با او دارم؟
بله، دارید.
دختر کوچک من به من در انجام کارهای اداری جزئی مانند بایگانی پروندههای مشتری و تهیه بستههای شخصیسازیشده کوچینگ کمک میکند. آیا نیاز به توافق درباره اخلاق ICF با او دارم؟
بله، دارید.
من با یک شرکت OD برای انجام ارزیابیها با مشتریان کوچینگ خود قرارداد فرعی دارم. آیا باید این شرکت را ملزم به رعایت استانداردهای محرمانگی/حریم خصوصی کد اخلاق ICF کنم؟
بله، دارید.
منبع: https://presencebasedcoaching.com/wp-content/uploads/Ethics-FAQs-from-ICF-website-3-14.pdf
مسئولیت مطالب منتشرشده در این نوشته بر عهده نویسنده آن است و لزوماً بازتابدهنده دیدگاه میسترکوچ نمیباشد.
© 2025 میسترکوچ – بازنشر مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است.
دیدگاه خود را بنویسید